سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

394

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

20 وصيّت ابو ذر به امير المؤمنين حقيقى ! عكس العمل اصحاب صحيفهء ملعونه در مسألهء « إمرة المؤمنين » ، دو بار تسليم به إمرة المؤمنين ، اصحاب صحيفه و اصحاب عقبه ، عمار و حذيفه در فتنهء سقيفه ، سؤال سليم از عمار و حذيفه در بارهء سقيفه . وصيّت ابو ذر به امير المؤمنين حقيقى ! ( 1 ) سليم بن قيس مىگويد : هنگامى كه عثمان ابو ذر را به ربذه تبعيد كرده بود « 1 » در آنجا نزد ابو ذر حاضر شدم . او به امير المؤمنين عليه السّلام در مورد خانواده و اموالش وصيّت كرد . كسى به ابو ذر گفت : كاش به امير المؤمنين عثمان وصيّت كرده بودى ! ! ابو ذر گفت : من به امير المؤمنين حقيقى وصيّت كردهام . امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام كه در زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و به دستور او بعنوان « امير المؤمنين » بر او سلام كرديم . آن حضرت فرمود : به برادرم و وزيرم و وارثم و خليفهام در امّتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من بعنوان « امير المؤمنين » سلام كنيد ، چرا كه اوست باعث قوام زمين كه بخاطر آن آرام گرفته است ، و اگر او را از دست بدهيد زمين و آنچه روى آن است به چشمتان زشت مىآيد « 2 » .

--> ( 1 ) در بحار : ج 8 قديم ص 305 روايت كرده كه عثمان به ابو ذر گفت : اذيت تو به من و اصحابم زياد شده است ، بايد به شام به روى . و او را از مدينه به شام اخراج كرد . ابو ذر در شام به كارهاى معاويه اعتراض مىكرد ، و لذا معاويه به عثمان در مورد ابو ذر نامهاى نوشت . عثمان در جواب نوشت : « جندب ( يعنى ابو ذر ) را بر چهارپايى سخت و خشن سوار كن و بفرست » . معاويه هم ابو ذر را همراه كسى فرستاد كه شب و روز راه مىپيمود و او را بر شتر پيرى كه غير از جهازى روى آن نبود سوار كرد تا به مدينه آورد در حالى كه گوشت رانهايش از رنج و تعب ريخته بود . وقتى ابو ذر به مدينه رسيد عثمان كسى را فرستاد كه هر جا مىخواهى برو . ابو ذر گفت : به مكه ؟ عثمان گفت : نه ! گفت : پس بيت المقدس ؟ گفت : نه ! گفت : پس به يكى از دو شهر كوفه و بصره ؟ گفت : نه ! ولى تو را به « ربذه » خواهم فرستاد . عثمان ابو ذر را به آنجا فرستاد و در آنجا بود تا از دنيا رفت . ( 2 ) كنايه از اينكه با فقدان او چنان دگرگونى در زمين ايجاد مىشود كه از صورت اصلى خارج مىشود . اين حديث مىتواند در مجموع به معنى « لو لا الحجّة لساخت الارض بأهلها » باشد ، و منظور از « او » شخص امير المؤمنين و جانشينانش عليهم السّلام هستند .